نکات قرانی گروه بیان معنوی تلگرام
غفلت و بي خبرى تا كى؟!
أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ...
«سوره حدید ایه16»
آيا براى كسانى كه ايمان آورده اند، زمان آن نرسيده كه دل هايشان براى ياد خدا و آنچه از حق نازل شده، نرم و فروتن گردد...
نکته ها
«يَأْنِ» از «آن»، به معناى مطلق زمان است، " تخشع" از ماده" خشوع" به معنى حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است كه در برابر حقيقت مهم يا شخص بزرگى به انسان دست مى دهد. منظور از" ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ" قرآن است، كه از ناحيه خداى تعالى نازل شد، و كلمه" من الحق" براى بيان آن نازل شده است، و آيه شريفه مى خواهد بفرمايد: شان ياد خدا چنين شانى است، كه هر گاه نزد مؤمن به ميان آيد بلادرنگ دنبالش خشوعى در دل مؤمن مى آيد، هم چنان كه حق نازل از ناحيه خدا هم، چنين شانى دارد، كه در دل كسانى كه به خدا و رسولان او ايمان دارند ايجاد خشوع مى كند. در اين آيه شريفه عتابى است به مؤمنين به خاطر قساوتى كه دلهايشان را گرفته، و در مقابل ذكر خدا خاشع نمى شود، حقى هم كه از ناحيه او نازل شده آن را نرم نمى كند، و در آخر حال ايشان را به حال اهل كتاب تشبيه مى كند، كه كتاب خدا بر آنان نازل شد، و در اثر آرزوهاى طولانى دلهايشان دچار قساوت گرديد.با توجه به اینکه مشهور اين است كه تمام اين سوره در مدينه نازل شده است براى آيه مورد بحث شان نزولهاى متعددى نقل شده (" مجمع البيان"جلد 9صفحه 237و الدر المنثور،ج 6،ص 175)از جمله اينكه:يك سال بعد از هجرت در باره منافقان نازل شده ، در شان نزول ديگرى آمده است كه ياران پيامبر ص در مكه در خشكسالى و زندگى سختى به سر مى بردند هنگامى كه مهاجرت كردند به فراوانى و نعمت رسيدند وضع آنها دگرگون شد و قساوت بر قلوب عده اى چيره گشت، در حالى كه لازم بود بر ايمان و يقين و اخلاص آنها به خاطر مصاحبت با قرآن افزوده شود (آيه فوق نازل شد و به آنها هشدار داد) بعد از ذكر آن همه انذارهاى كوبنده و هشدارهاى بيدارگر در آيات گذشته و بيان سرنوشت دردناك منافقان و كافران در قيامت در نخستين آيه مورد بحث به صورت يك نتيجه گيرى مى فرمايد:" آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى افراد با ايمان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده است خاشع گردد. آيه أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا ... از آيات تكان دهنده قرآن مجيد است كه قلب و روح انسان را در تسخير خود قرار مى دهد، پرده هاى غفلت را مى درد و فرياد مى زند آيا موقع آن نرسيده است كه قلبهاى با ايمان در برابر ذكر خدا و از آنچه از حق نازل شده خاشع گردد؟ و همانند كسانى نباشند كه قبل از آنهاآيات كتاب آسمانى را دريافت داشتند اما بر اثر طول زمان قلبهاى آنها به قساوت گرائيد؟ افراد گنهكارى كه با شنيدن اين آيه توبه كردندلذا در طول تاريخ افراد بسيار آلوده اى را مى بينيم كه با شنيدن اين آيه چنان تكان خوردند كه در يك لحظه با تمام گناهان خود وداع گفتند، و حتى بعضا در صف زاهدان و عابدان قرار گرفتند، از جمله سرگذشت معروف فضيل بن عياض است." فضيل" كه در كتب رجال به عنوان يكى از راويان موثق از امام صادق ع و از زهاد معروف معرفى شده و در پايان عمر در جوار كعبه مى زيست و همانجا در روز عاشورا بدرود حيات گفت در آغاز كار راهزن خطرناكى بود كه همه مردم از او وحشت داشتند.از نزديكى يك آبادى مى گذشت دختركى را ديد و نسبت به او علاقه مند شد عشق سوزان دخترك فضيل را وادار كرد كه شب هنگام از ديوار خانه او بالا رود و تصميم داشت به هر قيمتى كه شده به وصال او نائل گردد، در اين هنگام بود كه در يكى از خانه هاى اطراف شخص بيداردلى مشغول تلاوت قرآن بود و به همين آيه رسيده بود: أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ ... اين آيه همچون تيرى بر قلب آلوده فضيل نشست، درد و سوزى در درون دل احساس كرد، تكان عجيبى خورد، اندكى در فكر رفت اين كيست كه سخن مى گويد؟ و به چه كسى اين پيام را مى دهد؟ به من مى گويد: اى فضيل!" آيا وقت آن نرسيده است كه بيدار شوى، از اين راه خطا برگردى، از اين آلودگى خود را بشويى، و دست به دامن توبه زنى؟! ناگهان صداى فضيل بلند شد و پيوسته مى گفت: بلى و اللَّه قد آن، بلى و اللَّه قد آن!: به خدا سوگند وقت آن رسيده است، به خدا سوگند وقت آن رسيده است"! او تصميم نهايى خودش را گرفته بود، و با يك جهش برق آسا از صف اشقيا بيرون پريد، و در صفوف سعدا جاى گرفت، به عقب برگشت و از ديوار بام فرود آمد، و به خرابه اى وارد شد كه جمعى از كاروانيان آنجا بودند، و براى حركت به سوى مقصدى با يكديگر مشورت مى كردند، مى گفتند فضيل و دارودسته او در راهند، اگر برويم راه را بر ما مى بندند و ثروت ما را به غارت خواهند برد! فضيل تكانى خورد و خود را سخت ملامت كرد، و گفت چه بد مردى هستم! اين چه شقاوت است كه به من رو آورده؟ در دل شب به قصد گناه از خانه بيرون آمده ام، و قومى مسلمان از بيم من به كنج اين خرابه گريخته اند! روى به سوى آسمان كرد و با دلى توبه كار اين سخنان را بر زبان جارى ساخت:
اللهم انى تبت اليك و جعلت توبتى اليك جوار بيتك الحرام!:" خداوندا من به سوى تو بازگشتم، و توبه خود را اين قرار مى دهم كه پيوسته در جوار خانه تو باشم، خدايا از بدكارى خود در رنجم، و از ناكسى در فغانم، درد مرا درمان كن، اى درمان كننده همه دردها! و اى پاك و منزه از همه عيبها! اى بى نياز از خدمت من! و اى بى نقصان از خيانت من! مرا به رحمتت ببخشاى، و مرا كه اسير بند هواى خويشم از اين بند رهايى بخش"! خداوند دعاى او را مستجاب كرد، و به او عنايتها فرمود، و از آنجا بازگشت و به سوى" مكه" آمد، سالها در آنجا مجاور بود و از جمله اوليا گشت!
گداى كوى تو از هشت خلد مستغنى است اسير عشق تو از هر دو كون آزاد است! «1»
اقتباس از" سفينة البحار" (جلد 2 صفحه 369) و" روح البيان" جلد 9 صفحه 365، و" تفسير قرطبى" جلد 9 صفحه 6421. تفسير" روح المعانى" جلد 27 صفحه 156.
پیام ها
1- ايمان بدون خشوع قلب قابل توبيخ است. «أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ»
2- براى دعوت به خشوع، از اهرم ايمان استفاده كنيد. (شما كه ايمان داريد چرا خشوع نداريد؟) «أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ»
3- هدف از نزول آيات الهى، خشوع دلهاست. تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ ... وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِ
4- ذكر خدا و تلاوت آيات قرآنى، زمينه ساز خشوع قلب است. «تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ»
منابع برای مطالعه بیشتر
تفسير نور ج 9ص469، تفسير نمونه ج 23 ص347،ترجمه تفسيرالميزان ج 19ص 288
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 2:3 توسط مسعودشاکری |
Kolbehsokhan...
ما را در سایت Kolbehsokhan دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 18
تاريخ: جمعه
20 مرداد
1396 ساعت: 13:34